آرایه ها

تشبیه: یعنی کسی یا چیزی را از نظر داشتن صفت یا صفاتی

به کسی یا چیزی دیگر که آن صفت یا صفات را دارد، مانند کنیم.

 

تشبیه چهار رکن دارد

الف) مشبّه(رکن اول): کسی یا چیزی که قصد مانند کردن آن را داریم .

ب) مشبّه به(رکن دوم): کسی یا چیزی که مشبّه(رکن اول) به آن مانند شود

ج) وجه شبه(رکن سوم) ویژگی یا ویژگی های مشترک میان مشبّه و مشبّه به

د) ادات تشبیه(رکن چهارم): کلمه ای است که بین رکن ها، تشبیه بر قرار می سازد

زن در چادر چون مروارید در صدف است.

 مشبه:زن/   چادر                    مشبه به :مروارید/   صدف

وجه شبه:محفوظ بودن وزیبایی/   پوشش وحفاظ                   ادات:چون  

قالب های شعری

 قالب های شعری

 

مثنوی از مثنی گرفته شده وبه اشعاری گویند که

 قافیه ی هر بیتی مستقل است و با بقیه ی بیت ها ی

دیگر تفاوت دارد . از این رو ، هر تعداد که بخواهیم ،

قافیه برای ابیات پیدا می شود ، زیرا کلمات قافیه

عوض می شوند و بدین ترتیب ، هیچ گونه کمبود

قافیه پیش نمی آید و می توان هزاران بیت شعر

سرود و حتی اشکالی ندارد قافیه های یک بیت

را پس از چند بیت بعد ، دوباره به کار ببریم .

به همین دلیل ، داستان ها ، حماسه ها و اغلب

مطالب طولانی به صورت مثنوی سروده شده است .

حداقل مثنوی 2 بیت است ، اما حداکثر آن هیچ محدودیتی ندارد  .

- حماسه ها : شاهنامه ی فردوسی ،

گر شاسپ نامه ی اسدی توسی - داستانهای

عاشقانه یا عارفانه : خمسه یا پنج گنج نظامی گنجوی

. هفت اورنگ جامی . کتابهای تعلیمی عرفانی و اخلاقی

: حدیقة الحقیقه ی سنایی ، گلشن راز شبستری ،

مثنوی مولوی ، اسرار نامه ، الهی نامه ،

منطق الطیر و مصیبت نامه عطار، و بوستان سعدی.

  2- غزل : در لغت به معنی عشق بازی و گفتن

سخن عاشقانه است غزل های اولیه ی زبان فارسی

تا حدود قرن هشتم از لحاظ موضوع همه عاشقانه بود ،

اما از آن پس ، موضوعات مختلف به محدوده ی غزل

وارد شد ، چنان که در دوران معاصر، موضوعات

سیاسی هم در حدی وسیع در غزل راه یافته است.

امروزه غزل و قصیده ، تفاوت مهمی جز در تعداد

بیت ندارند . در مورد تعداد ابیات غزل ، نظریات

متفاوتی وجود دارد ،ولی بیشتر تعداد ابیات بین

پنج تا پانزده بیت را با وضع قافیه ای که گفتیم ،

غزل دانسته اند و از 16 بیت به بالا را قصیده

می شمارند البته غزل های بیش از 15 بیت هم گاه

گاهی دیده می شود ، اما شکل معمول آن

بین 5 تا 15 بیت است . در غزل ، رعایت یک موضوع

خاص و واحد ، شرط نیست ؛ یعنی ، می توان

در یک غزل ، چند نکته ی جداگانه را مطرح کرد .

در مورد غزل نمی توان استاد واحدی را به عنوان

بهترین نام برد ، اما می توانیم چند نفر را در هر

مسیر به عنوان برگزیده نام برد .

جلال الدین محمد مولوی = غزل کاملا عارفانه 

   شمس الدین محمد حافظ = غزل عرفانی ، اجتماعی

شیخ مصلح الدین سعدی = غزل عاشقانه   

  صائب تبریزی = غزل به شیوه ی سبک  هندی

     فرخی یزدی = غزل اجتماعی – سیاسی

  3- قصیده : شعری است که از لحاظ شکل و قافیه

مانند غزل ؛ یعنی ،قافیه ها در مصراع اول و مصراع های

زوج می آید و در آن معمولا یک قصد معین ، یعنی ، یک

موضوع واحد محور سخن قرار می گیرد و از این جهت

با غزل تفاوت دارد ، چون در غزل ،موضوع واحد ،

شرط نیست . تفاوت قطعی غزل با قصیده در ابیات

آن هاست ، زیرا غزل بین 5 تا 15 بیت است ،

اما قصیده ، حد اقل شانزده بیت است و

حد اکثر آن آزاد است . و تا بیش از 220 در قصاید

خاقانی دیده می شود .بدیهی است که در باره ی

شماره ی ابیات قصیده ، نظریات دیگری نیز وجود دارد ،

اما امروزه بهترین راه شناخت قصیده نسبت به غزل ،

شماره ی ابیات آن است که اگر از 16 بگذرد ، قصیده است.

سرایندگان قصیده : قرن 4 = رودکی 

قرن 5= ناصر خسرو قرن 6= انوری ابیوردی ،

خاقانی شروانی ، سید حسن غزنوی و

سنایی غزنوی قرن 7= سعدی

دوره ی معاصر= ملک الشعرا ، محمد تقی بهار

قطعه : شعری است که هیچ یک از ابیاتش مصَرّع نیست

؛ یعنی، قافیه هایش فقط در مصراع های زوج قرار دارد .

نام قطعه را به این سبب به این نوع شعر داده اند

که گویی قطعه ای از غزل یا قصیده را از میان آن

بریده باشند ، چون قافیه غزل و قصیده فقط در

آخر بیت هاست مگر نخستین که هر دو بیت هایش

دارای قافیه است . حداقل ابیات آن 2 بیت است

اما حداکثر آن مشخص نشده است ؛ معمولا

حد اکثر تا78 بیت است.در قطعه ، غالبا موضوعات

اخلاقی و اجتماعی مطرح میشود ، اماباز موضوع

معینی ندارد . سرایندگان قطعه : ابن یمن فریومدی

در قر ن8 بهترین سراینده ی قطعه شناخته شده است

و سپس به ترتیب انوری ابیوردی قرن 6 و

پروین اعتصامی (معاصر) جای دارند .

  5- چهار پاره : از جهت شکل ظاهری ، یک چهار پاره ،

ترکیبی است از چندین قسمت که هر کدام دو بیت

باشند با وزن یکسان و در هر بخش از جهت

شکل قافیه ، کاملا شبیه یک قطعه باشد ،

یعنی ، قافیه هایش فقط در آخر بیتها قرار

می گیرد و قافیه ی هر دو بیت مستقل و با بقیه ی

دو بیت ها تفاوت دارد . تنها تفاوت یک چهار پاره

با مجموعه ای از چندین قطعه دارای دو بیت ،

در این است که دو بیت های چهار پاره از جهت موضوع ،

به هم مربوط و در دنباله یکدیگر هستند ، اما هر

قطعه باید موضوعی مستقل داشته باشد  چهار پاره

در دوران معاصر ابداع شده است و محدودیتی در

تعداد دو بیت ندارد .

  6- رباعی و دو بیتی : این دو

نوع شعر از جهت شکل ظاهر ، شباهت های

بسیاری با هم دارند . قافیه های هر دو در

مصراع های 1،2و 4 قرار دارد و در مصراع سوم ،

بسته به اختیار شاعر است ؛ یعنی، حق دارد که

قافیه را در هر چهار مصرع هم رعایت کند .

در هر رباعی یا دو بیتی ، یک موضوع کاملا

مستقل مطرح می شود .لازم به ذکر است

که رباعی از اربعه گرفته شده و بر وزن

لاحول ولاقوه الا بالله می باشد. از رباعی

گویان معروف خیام-ابو سعید ابو الخیر-

حواجوی کرمانی واز دوبیتی گویان باباطاهر

که به آن فهلویات نیز گویند.

7-مسمط:نوعی قصیده مرکب از بخشهای

کوچک که همه در وزن ودرعدد مصراع یکی

ودر قوافی مختلف باشند مثلادرابتداپنج مصراع

بر یک وزن وقافیه بیاید ودر آخر یک مصرع بیاید

که در وزن یکی ولی در قافیه متفاوت با شد.که

از مجموع آن شش مصرع یک بخش تشکیل

می شود که به آن یک لخت یا رشته گویند

ودررشته دوم پنج مصرع بر یک قافیه اما

متفاوت ازقافیه های رشته اول وبیت

ششم هم قافیه وهم وزن بیت آخر لخت

اول ازمسمط گویان منوچهری-وقاآنی میباشد.

8-ترکیب بند وترجیع بند:آن است که از چند قسمت

اشعارمختلف تشکیل شده باشد همه دروزن

یکی ود رقوافی مختلف مثلا چند بیت بر یک

وزن وقافیه بیاید ودر پایان آن یک بیت مقفی

بیاورند که با ابیات پیش در وزن متحدودرقافیه

متفاوت باشد.( اگر بیت در آخر عیناتکرار شود:

ترجیع در لغت گرداندن آوازاست (تحریر در آواز)

ترکیب بند وترجیع بند انواع مختلف دارد که با

توجه به تعداد ابیاتن نام گذاری شده

مثلا:مربع ترکیب -مخمس ترکیب- مسدس

ترکیب امروزه اگر در این ترکیب ها تضمین

باشدآن راجزمسمطات میدانند. 9-مستزاد:آن است که

شاعردر آخر هر مصرع جمله ای کوتاه به

نثر مسجع بیاورد که بامصراع مربوط باشد.(سنایی-کمال خجندی) 

شعر مذهبی

گرچه از زهر جفا دل پرشرر دارد رضا


آتشى در دل ز هجران پسر دارد رضا

 

در ميان حجره در بسته مى پيچد به خود


ديدگان بى فروغش را پدر دارد رضا

 

تا بيايد از مدينه نور چشمانش تقى


انتظار ديدن نور بصر دارد رضا

 

در غريبى مى دهد جان و در آن حالت هنوز


انتظار خواهر خود را مگر دارد رضا

 

شهادت امام رضا برعموم عاشقان ولایت تسلیت باد

سوال

به نام خدا

 

سوالات ادبیات کلاسهای هفتم دبیرستان غیر انتفاعی سما شهرضا          زمان 50دقیقه    آذر ماه 1394

 

نام ونام خانوادگی.............                              نام کلاس..........                 

ادامه نوشته

شعر مذهبی

رحلت جانگذاز حضرت رسول بر عموم مسلمانان تسلیت

 

ای محمد (ص)ای رسول بهترین کردارها


حسن خلقت شهره در اخلاقها ، رفتارها

در بیانت بند می آید زبان ناطقان


قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها



بال رفتن تا حریمت را ندارد این قلم


قاب قوسینت کجا و مرغک پندارها



طفل ابجد خوان تو سلمان سیصد ساله است


استوار مکتب ایثار تو عمارها



تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک


دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها



پای بوسی تو عزت داده ما را اینچنین


گل نباشد کس نمی آید سراغ خارها



کی رود از خاطرتم یادت که در روز ازل


کنده اند اسم تو را بر سنگ دل حجارها

طنز

نقیضه‌ای (پارودی) بر غزل معروف فاضل نظری به این مطلع

 

از باغ می برند چراغانیت کنند


تا کاج جشن‌های زمستانیت کنند

 

با «احمدی‌نژاد» که زندانی‌ت کنند


راضی همین به دولت «روحانی»‌ت کنند

 

چون وقت انتخاب بیاید برای رأی


سرخوش به حرف و وعده‌ی ارزانی‌ت کنند

 

شد وقت خودنمایی و با یک «فتیله» باز


تحریک با شعار و سخنرانی‌ت کنند

 

عضو جناح و حزب نشو، وقت اختلاف


آنان، بدون دغدغه، قربانی‌ت کنند

 

باشی اگر مطیع و زبل، حاضرند تا


یک عده، مثل «بابک زنجانی»‌ت کنند

 

دادند وام خودرو که تا سال‌ها اسیر


با قسط‌ها و رنج و پریشانی‌ت کنند

 

بیهوده دل نبند به حج و نماز خود


این کِبرها مباد، که شیطانی‌ت کنند

 

منشین به پای منبر آن شیخ‌های رند


مانند کبک و، برفِ زمستانی‌ت کنند

 

«فاضل» از آن بترس که در شعر و شاعری


روزی حریفِ «محسن مردانی‌»ت کنند!!!

 

محسن مردانی شهرضایی

جمله

شکست تخم مرغ از بیرون پایان زندگی است

 

اما شکست تخم مرغ از درون آغاز زندگی است

 

پس شکست راازدرون پذیرا باش

جمله

 

جاذبه ی سیب   آدم را به زمین زد وجاذبه  ی زمین    سیب را  

 

 

نتیجه دل بستن به هر جاذبه غر ازخدا جز سقوط چیزی نیست

شعر مذهبی

 

اشعار اربعین - عليرضا لك

 

دردها مي چكد از حال و هواي سفرش

گرد غم ريخته بر چادر مشكي سرش

 

تك و تنها و دو تا چشم كبود و چند تا ...

كودك بي پدر افتاده فقط دور و برش

 

ظاهراً خم شده از شدت ماتم اما

هيچ كس باز نفهميده چه آمد به سرش

 

روزها از گذر كوچه آتش رفته

اثر سوختگي مانده سر بال و پرش 

 

همه بغض چهل روزه او خالي شد

همه كرب و بلا گريه شد از چشم ترش

لطیفه

رفتم دندون پزشکی به دکتره می گم :آقای دکتر این

 

دندون عقلم کج دراومده اومدم حسابشو برسی!

 

دکتره می گه : یعنی می گی بکشمش. پ نه پ

 

گفتم شما تحصیل کرده ای یکم نصیحتش کنی

 

 

بلکه از خر شیطون بیاد پایین& راه راست هدایت شه !

شبه جمله

  اقسام شبه جمله

شبه جمله امید و آرزو و دعا:  کاش، ای کاش،  الهی، ان شاء الله

 

شبه جمله تحسین و تشویق:   خوب، آفرین، مرحبا، به به، بارک الله

 

شبه جمله درد و تاسف: آه، واویلا، وای، دریغ، فریاد

 

شبه جمله تعجب: به، وه، اوه، عجب، شگفتا

 

شبه جمله تنبیه و تحذیر: امان، مبادا، زنهار

 

شبه جمله امر، یا الله، بسم الله، خاموش، خفه

 

شبه جمله احترام و قبول:  چشم، قربان، ای بچشم

 

 شبه جمله جواب و تصدیق:  بله، آری، البته، ای، ای والله

لطیفه

يه نفر ميره دكتر مي گه من شبها خواب مي بينم

 

با خرها فوتبال بازي مي كنم.

 

دكتر ميگه اين قرصا رو بخور. ميگه: مي شه از

 

فردا بخورم آخه امشب فيناله.

معما

آن چیست که دررادیو ودریامشترک وهردوآن رادارند

 

حرف (ر)


آن چیست سفیداست قندنیست ریشه دارد درخت نیست

 

دندان

 

 

داستان

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش

به مورچه ای افتاد که دانه ی گندمی را با خود به طرف دریا

حمل می کرد.  سلیمان (ع )  هم­چنان به او نگاه می کرد که

دید او نزدیک آب رسید.  در همان لحظه قورباغه ای سرش را

از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان

او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.  سلیمان شگفت زده

مدّتی در این مورد به فکر فرو رفت ، ناگاه دید آن قورباغه سرش

را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه از دهان او

بیرون آمد ، ولی دانه­ ی گندم را همراه خود نداشت.

 سلیمان (ع ) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. 

مورچه گفت: « ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی

وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.  خداوند آن کرم

را در آن­جا آفرید او نمی تواند از آن­جا خارج شود و من روزی او

را حمل می کنم.  خداوند این قورباغه را مأمور کرده مرا درون آب

دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.  این قورباغه مرا به کنار

سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن

سوراخ می گذارد. من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم

می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم

و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او

در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را

باز می کند و من از دهان او خارج می­شوم» . سلیمان به مورچه

گفت:  « وقتی که دانه گندم را برای آن کرم می بری آیا سخنی

از او شنیده ای؟»  مورچه گفت آری او می­گوید : « ای خدایی که

رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی

، رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن.»