زندگی نامه

 زندگی نامه ویتاتو ژیلنسکای

 

ژیلینسکای نویسنده روس درسال ۱۹۳۲ میلادی به دنیا آمد.

 او در ویلینوس پایتخت لیتوانی زندگی کرده ‌است.

 ویتاتو داراي تاليفات بسياري است که نه تنها در میان مردم لیتوانی

بلکه در روسیه و کشورهای دیگر علاقه‌مندان زیادی پیدا کرده‌ است.

حشرات کوچک، کرم‌ها و پروانه‌ها قهرمانان بسیاری از داستان‌های

وی هستند.

 ژیلینسکای شعر هم سروده ‌است و داستان‌های فکاهی،

رمان و نمایش‌نامه نیز دارد

. ليتوانيايی ها مردمي باستاني هستند و آوازها و افسانه ها

و قصه هاي قديمي بسيار دارند. محققان ليتوانيايي بيش از

سيصد هزار ترانه بومي سرزمين خود را ثبت كرده اند.

امروزه بچه های ليتوانی نه تنها قصه های باستاني، بلكه

قصه هايي را كه خانم ژيلينسكای برايشان نوشته است را

می خوانند و با پديده هايی روبرو می شوند كه هرگز در

قصه های قديمی نيامد ه اند. پديده هايی مثل تلويزيون

و آدم آهنی و شاپرك.

"آدم آهنی و شاپرک" یکی از قصه‌های زیبای ژیلینسکای

است  داستان "آدم آهنی و شاپرک" برگرفته از کتاب

"ملخ شجاع" است که مجموعه چهار داستان به نام‌های

"ملخ شجاع"، "دانه برفی که آب نشد"، "کرم کنجکاو"

و "آدم آهنی و شاپرک" مي باشد.

خانم ژيلينسكاي عقيده دارد كه : "پنهان كردن مسائلي

مثل غصه و درد و مرگ از كودكان درست نيست زيرا كودكان

هم بايد با جنبه هاي گوناگون زندگي آشنا شوند و به موجودات

اطرافشان كه حق زندگي كردن و شاد بودن دارند ،

توجه كنند." در اينجا به نكاتی درباره ی داستان

"آدم آهنی و شاپرك" جهت آشنايی بيشتر با قلم

اين نويسنده روس اشاره مي شود:

داستان "آدم آهنی و شاپرك" متنی جذاب و خواندني

و مرتبط با عصر ارتباطات و انفورماتيك و دانش و فناوری روز است.

آدم آهني نماد انسانی سنگ دل و متحجر است و

قالبی بودنش نتيجه ي تقليد كوركورانه و بدون استدلال و بينش اوست.

. اين نوع تقليد آدمی را هم چون روبوت، خشك و ناآگاه بار

می آورد و او را از خدمت و ياری رسانی به آدميان سزاوار كمك،

حتّی اگر خودش هم خواهان دوستی و یاری باشد، محروم می سازد.

 از آن سو شاپرك مظهر و مصداق انسانی پر مهر و محبت است

كه قربانی ناآگاهي انسان هايي روبوت صفت می‌شود.

 طراحان و مخترعان و برنامه ريزان روبوت نيز سمبل استثمارگران

و استعمارگرانی هستند كه براي ملت های تحت ستم برنامه

مي ريزند و آنان را مطيع بی قيد و شرط خود می سازند.

ملت های تحقير شده، به سان روبوت های مضحك و

بی اختيار، به اجرای بر نامه های استعمارگران می پردازند .

در داستان مورد نظر شخصیت های اصلی آدم آهنی

و شاپرک هستند، آدم آهنی احساس ندارد تنها همان

چیزهایی را می گوید که از قبل برای او برنامه ریزی شده است.

 در همین داستان شاپرک، مهربان و با عاطفه، آدم آهنی

را تروم عزیز خطاب می کند، او را دوست دارد و نوازش می کند.

این گونه داستان ها را "داستان های نمادین یا سمبولیک"می گویند

آدم آهنی نماد انسان های بی احساس و شاپرک نماد

انسان های با عاطفه و مهربان است.

2. ویتاتو ژیلینسکای، ملخ شجاع، مترجم خانم ناهيد آزاد منش، مؤ سسه ي كتاب همراه،1380.

صنایع ادبی

بدیع در واژه به معنی  تازه، نو و نوآورده است و در گستره ی زبان، علمی است که  از آرایه های ادبی سخن می گوید. آرایه ها زیورهایی است که سخن را بدان می آرایند. 

 

آرایه های ادبی  بر دو گونه است:

دنباله در ادامه مطلب

ادامه نوشته

تولد


مادر

 

مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم

سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.

شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم

وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.

مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند

و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.

ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ،

عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر.

تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از

عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی

وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس همیشه

دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است.

... مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش

محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت

دوستت دارم

میلاد ریحانه نبی  وروز مادربه همراه باز شدن شکوفه ها مبارک

شعر

 اشعاربهاریه

 

از استاد سخن سعدی شیرازی:
برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان